پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۴

ای هر سر مویت را رویی به پریشانی

صد روی خراشیده موی تو به پیشانی

در سینه نهان کردم سودای تو مه، لیکن

بس درد که برخیزد زین آتش پنهانی

آن دیگ نبایستی پختن به نیستانها

اکنون که برفت آتش، با دست پشیمانی

انکار مکن ما را گر بی‌سر و پا بینی

کین کار هم از اول سر داشت به ویرانی

ای یار پری پیکر، دیوانه شدیم از تو

باز آی، که صد نوبت کردیم پری خوانی

یک روز نمی‌آیی، تا در غم خود بینی

صد خانهٔ چون دوزخ، صد دیدهٔ چون خانی

جوری که تو، ای کافر، کردی و پسندیدی

گر بر تو کنم گویی: ای وای مسلمانی!

زینسان که سراسیمه گشت اوحدی از مهرت

او باز کجا دارد دست از تو به آسانی؟

در وصف تو دیوانی از شعر چو پر کرد او

پر بر تو کند دعوی از شرعی و دیوانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۶تو ز آه من ار هراسانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۷چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا آن عشرت و آن کامرانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۹ز تو بی‌وفا چه جوییم نشان مهربانی؟
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۰کاکل آن پسر ز پیشانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۱مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۲نسیم صبح، کرم باشد آن چنان که تو دانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۳حاصل از عشقت نمی‌بینم به جز غم خوردنی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.