پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۹

اگر هزار یکی زان جمال داشتمی

رعایت دل مردم به فال داشتمی

مرا اگر چو تو در حسن حالتی بودی

چرا شکسته‌دلان را به حال داشتمی؟

در آن جهان سوی من گر تو میل میکردی

به دوستی که ز جنت ملال داشتمی

مرا ز دست فراقت به جان رسیدی کار

اگر نه نقش تو اندر خیال داشتمی

اگر به بال قبولت پریدمی ز جهان

چه غم ز و زر و چه باک ازو بال داشتمی؟

به سال وعدهٔ کامم که می‌دهی نیکوست

اگر به عمر خود امید سال داشتمی

گرم حضور جمال تو دست می‌دادی

چو اوحدی چه سر قیل و قال داشتمی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۱نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۲ای تن و اندامت از گل خرمنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۳سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۵باز دوشم ز راه مهمانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۶تو ز آه من ار هراسانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۷چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا آن عشرت و آن کامرانی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.