پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۲

ای تن و اندامت از گل خرمنی

عالمی حسنی تو در پیراهنی

دل که بالای تو و روی تو دید

کی فرود آید به سرو و سوسنی؟

بی‌دهان همچو چشم سوزنت

شد جهان بر من چو چشم سوزنی

آنکه ببرید از من بیدل ترا

جان شیرین را جدا کرد از تنی

بر دلم داغ جفا تا کی نهی؟

بار چندین برنتابد گردنی

دوش می‌گفتی که: پیش من بمیر

گر مجال افتد زهی خوش مردنی!

اوحدی مسکین به گیتی بی‌رخت

کی قراری داشتی در مسکنی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۵باز دوشم ز راه مهمانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۶تو ز آه من ار هراسانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۷چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا آن عشرت و آن کامرانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۹ز تو بی‌وفا چه جوییم نشان مهربانی؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۰کاکل آن پسر ز پیشانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۱مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.