پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۴

ای داده بر وی تو قمر داو تمامی

پیش تو کمر بسته اسیران به غلامی

از شرم بنا گوش تو در گوشه نشیند

گر ماه ببیند که تو در گوشهٔ بامی

هر لحظه بدان زلف چو دامم بفریبی

ای من به کمند تو، چه محتاج به دامی؟

گر عام شود قصهٔ ما در همه عالم

چون خاص تو باشیم چه اندیشه ز عامی؟

ای کشته مرا گفتن شیرین تو صدبار

خود روی تو یک بار نبینم که کدامی؟

چون یار گرامی ز در خانه درآید

شاید که کشی در قدمش جان گرامی

بی‌تو به مقامی ننشینم که ننالم

ای نالهٔ دلسوز من، اندر چه مقامی؟

با مدعیان حال نگفتیم، که ایشان

در آتش این سینه نبینند ز خامی

از بخت به مقصود رسد اوحدی این بار

گر پیش خودش بار دهد مجلس سامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۶شاد گردم که هر به ایامی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۷گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۸مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۹اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۰دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۱نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۲ای تن و اندامت از گل خرمنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۳سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.