پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۳

ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی

گل وام کرده از رخ خوب تو خرمی

زلف و رخ ترا ز دل و دیده میکنند

مشک و سمن چو عنبر و کافور خادمی

زان خط سبز و چهرهٔ رنگین و قد راست

یک باغ سوسن و گل و شمشاد با همی

بر صورت تو ماه و پری فتنه میشوند

صبر از تو چون کند دل بیچاره آدمی؟

ما همچو موم از آتش این غم گداختیم

سنگین دلا، ترا چه تفاوت؟ که بیغمی

پهلو تهی مکن چو میان از کنار ما

ای کرده چون کمر تن ما را خم از خمی

با ما گرت موافقتی نیست راست شو

باشد که در مخالف ما اوفتد کمی

چندین چو زلف بر سر آشفتگی مباش

از چشم دلنواز بیاموز مردمی

گیرم که اوحدی سگ تست، ای انیس دل

از پیش او چو آهوی وحشی چه میرمی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۵به خرابات گذارم ندهند از خامی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۶شاد گردم که هر به ایامی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۷گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۸مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۹اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۰دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۱نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۲ای تن و اندامت از گل خرمنی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.