پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۲

زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی

اگر روی ترا دیدی چو من مجنون شدی لیلی

ز هجرت چون فرو مانم جزین کاری نمیدانم

که شب را روز گردانم بواویلاه و واویلی

اگر چشمم چنین گرید میان خاک کوی تو

ز اشک او همی ترسم که در شهر اوفتد سیلی

به امید تو میباشم من شوریده سر، لیکن

کجا با آن چنان رتبت به درویشان کند میلی؟

به قتلم وعده ها دادی و کشتن بیمها، آری

ز قتل من چه اندیشی؟ که چون من کشته‌ای خیلی

به لطفم پرسشی میکن، که از جور تو دارم من

شبی تاریک چون مویی، نهاری تیره چون لیلی

گرفتم ز اوحدی یکروز جرمی در وجود آمد

ز احسان تو آن زیبد که بر جورش کشی ذیلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۴ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۵به خرابات گذارم ندهند از خامی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۶شاد گردم که هر به ایامی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۷گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۸مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۹اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۰دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۱نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.