پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۲

بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟

وندر پی وصلت ما پوینده بسر تا کی؟

بر ما ستمی کرده، خون دل ما خورده

ما بر ستمت پرده میپوش و مدر، تا کی؟

امشب تو به زیبایی خود خانه بیارایی

فردا که برون آیی رفتی و دگر تا کی؟

عنبر به دلاویزی بر دامن مه ریزی

این بوالعجب انگیزی در دور قمر تا کی؟

ای بنده لبت را من، عاشق طلبت را من

شیرین رطبت را من میبین و مخور تا کی؟

چون هست شبستانت، پر غلغل مستانت

من بندهٔ دستانت، چون خاک بدر تا کی؟

پیوسته به صد زاری، چون اوحدی از خواری

شبهای چنین تاری، با آه سحر تا کی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۴با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۵گفتم که: بگذرانم روزی به نام و ننگی؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۶این دل پر هوش ما با همه فرزانگی
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۷نه بیگانه‌ای، ای بت خانگی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۸از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۹ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۰سرم بی‌دولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۱آن خان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.