پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۳۸۱ هر شبی با گریه های خود خوشم
  2. شمارهٔ ۱۳۸۲ توبه دیرینه را می بشکنم
  3. شمارهٔ ۱۳۸۳ دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
  4. شمارهٔ ۱۳۸۴ از دو زلف تو شکن وام کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۸۵ خم آن طره دلبند کشم
  6. شمارهٔ ۱۳۸۶ گر سخن زان قد رعنا گویم
  7. شمارهٔ ۱۳۸۷ روی تو ماه سما می گوییم
  8. شمارهٔ ۱۳۸۸ من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم
  9. شمارهٔ ۱۳۸۹ ابر بهار باران، وین چشم خونفشان هم
  10. شمارهٔ ۱۳۹۰ از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم
  11. شمارهٔ ۱۳۹۱ جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم
  12. شمارهٔ ۱۳۹۲ از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم
  13. شمارهٔ ۱۳۹۳ چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم
  14. شمارهٔ ۱۳۹۴ کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
  15. شمارهٔ ۱۳۹۵ رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
  16. شمارهٔ ۱۳۹۶ هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
  17. شمارهٔ ۱۳۹۷ هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
  18. شمارهٔ ۱۳۹۸ ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
  19. شمارهٔ ۱۳۹۹ رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام
  20. شمارهٔ ۱۴۰۰ تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
  21. شمارهٔ ۱۴۰۱ خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
  22. شمارهٔ ۱۴۰۲ بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
  23. شمارهٔ ۱۴۰۳ می خواستم که روزه گشایم نماز شام
  24. شمارهٔ ۱۴۰۴ از طره تو جز ره سودا نیافتم
  25. شمارهٔ ۱۴۰۵ عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
  26. شمارهٔ ۱۴۰۶ هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  27. شمارهٔ ۱۴۰۷ شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
  28. شمارهٔ ۱۴۰۸ اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
  29. شمارهٔ ۱۴۰۹ هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
  30. شمارهٔ ۱۴۱۰ تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  31. شمارهٔ ۱۴۱۱ امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  32. شمارهٔ ۱۴۱۲ هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  33. شمارهٔ ۱۴۱۳ فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  34. شمارهٔ ۱۴۱۴ چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  35. شمارهٔ ۱۴۱۵ نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  36. شمارهٔ ۱۴۱۶ هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  37. شمارهٔ ۱۴۱۷ با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
  38. شمارهٔ ۱۴۱۸ ای دیده، پای شو که بر یار می روم
  39. شمارهٔ ۱۴۱۹ دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
  40. شمارهٔ ۱۴۲۰ گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
  41. شمارهٔ ۱۴۲۱ رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
  42. شمارهٔ ۱۴۲۲ اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
  43. شمارهٔ ۱۴۲۳ کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
  44. شمارهٔ ۱۴۲۴ برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
  45. شمارهٔ ۱۴۲۵ خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
  46. شمارهٔ ۱۴۲۶ گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
  47. شمارهٔ ۱۴۲۷ اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارم
  48. شمارهٔ ۱۴۲۸ کجایی، ای به فدای تو گشته جان و جهانم
  49. شمارهٔ ۱۴۲۹ دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟
  50. شمارهٔ ۱۴۳۰ بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویم
  51. شمارهٔ ۱۴۳۱ نهفته خورد می آن شوخ و منکر است به رویم
  52. شمارهٔ ۱۴۳۲ غمم بکشت که از یار مانده‌ام، چه کنم؟
  53. شمارهٔ ۱۴۳۳ برونم از دل پر خون نمی شوی، چه کنم؟
  54. شمارهٔ ۱۴۳۴ گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟
  55. شمارهٔ ۱۴۳۵ برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
  56. شمارهٔ ۱۴۳۶ گر آشکار حدیث نهان خویش کنم
  57. شمارهٔ ۱۴۳۷ نه بخت آن که به سوی تو جان خویش کنم
  58. شمارهٔ ۱۴۳۸ نه یار وعده بوس و کنار می کندم
  59. شمارهٔ ۱۴۳۹ من آن نیم که به عمر از وفای خود بروم
  60. شمارهٔ ۱۴۴۰ ببین که باز به دست تو اوفتاد دلم

متن اشعار به نقل از گنجور.