فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۳۸۱ هر شبی با گریه های خود خوشم
- شمارهٔ ۱۳۸۲ توبه دیرینه را می بشکنم
- شمارهٔ ۱۳۸۳ دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
- شمارهٔ ۱۳۸۴ از دو زلف تو شکن وام کنم
- شمارهٔ ۱۳۸۵ خم آن طره دلبند کشم
- شمارهٔ ۱۳۸۶ گر سخن زان قد رعنا گویم
- شمارهٔ ۱۳۸۷ روی تو ماه سما می گوییم
- شمارهٔ ۱۳۸۸ من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم
- شمارهٔ ۱۳۸۹ ابر بهار باران، وین چشم خونفشان هم
- شمارهٔ ۱۳۹۰ از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم
- شمارهٔ ۱۳۹۱ جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم
- شمارهٔ ۱۳۹۲ از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم
- شمارهٔ ۱۳۹۳ چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم
- شمارهٔ ۱۳۹۴ کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
- شمارهٔ ۱۳۹۵ رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
- شمارهٔ ۱۳۹۶ هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
- شمارهٔ ۱۳۹۷ هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
- شمارهٔ ۱۳۹۸ ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
- شمارهٔ ۱۳۹۹ رحمی که بر در تو غریب اوفتادهام
- شمارهٔ ۱۴۰۰ تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
- شمارهٔ ۱۴۰۱ خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
- شمارهٔ ۱۴۰۲ بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
- شمارهٔ ۱۴۰۳ می خواستم که روزه گشایم نماز شام
- شمارهٔ ۱۴۰۴ از طره تو جز ره سودا نیافتم
- شمارهٔ ۱۴۰۵ عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
- شمارهٔ ۱۴۰۶ هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
- شمارهٔ ۱۴۰۷ شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
- شمارهٔ ۱۴۰۸ اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
- شمارهٔ ۱۴۰۹ هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
- شمارهٔ ۱۴۱۰ تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
- شمارهٔ ۱۴۱۱ امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
- شمارهٔ ۱۴۱۲ هر شب به دل تصور نازش فرو برم
- شمارهٔ ۱۴۱۳ فریاد از این جفا که من از یار می کشم
- شمارهٔ ۱۴۱۴ چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
- شمارهٔ ۱۴۱۵ نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
- شمارهٔ ۱۴۱۶ هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
- شمارهٔ ۱۴۱۷ با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
- شمارهٔ ۱۴۱۸ ای دیده، پای شو که بر یار می روم
- شمارهٔ ۱۴۱۹ دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
- شمارهٔ ۱۴۲۰ گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
- شمارهٔ ۱۴۲۱ رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
- شمارهٔ ۱۴۲۲ اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
- شمارهٔ ۱۴۲۳ کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
- شمارهٔ ۱۴۲۴ برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
- شمارهٔ ۱۴۲۵ خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
- شمارهٔ ۱۴۲۶ گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
- شمارهٔ ۱۴۲۷ اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارم
- شمارهٔ ۱۴۲۸ کجایی، ای به فدای تو گشته جان و جهانم
- شمارهٔ ۱۴۲۹ دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟
- شمارهٔ ۱۴۳۰ بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویم
- شمارهٔ ۱۴۳۱ نهفته خورد می آن شوخ و منکر است به رویم
- شمارهٔ ۱۴۳۲ غمم بکشت که از یار ماندهام، چه کنم؟
- شمارهٔ ۱۴۳۳ برونم از دل پر خون نمی شوی، چه کنم؟
- شمارهٔ ۱۴۳۴ گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟
- شمارهٔ ۱۴۳۵ برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
- شمارهٔ ۱۴۳۶ گر آشکار حدیث نهان خویش کنم
- شمارهٔ ۱۴۳۷ نه بخت آن که به سوی تو جان خویش کنم
- شمارهٔ ۱۴۳۸ نه یار وعده بوس و کنار می کندم
- شمارهٔ ۱۴۳۹ من آن نیم که به عمر از وفای خود بروم
- شمارهٔ ۱۴۴۰ ببین که باز به دست تو اوفتاد دلم
متن اشعار به نقل از گنجور.