پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۹

رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام

در خون دل ز دست تو چون جام باده‌ام

دی باد صبح بوی تو آورد سوی من

امروز دل به سوی تو بر باد داده‌ام

از بهر نیم‌بوسه که بر پای تو دهم

یارب که چند بار به پایت فتاده‌ام

آخر چه شد که چشم ببستی به روی من

زین سان که من به روی تو ابرو گشاده‌ام

آن روز نیست کز تو نمی‌زایدم غمی

غم نیست، چون من از پی این روز زاده‌ام

گفتی «دل شکسته بنه بر دو زلف من»

من خود شکسته‌وار بر این دل نهاده‌ام

رو بر مراد خسرو دل‌خسته یک دمی

تا چند گوییم که ببین ایستاده‌ام!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۱خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
  2. شمارهٔ ۱۴۰۲بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
  3. شمارهٔ ۱۴۰۳می خواستم که روزه گشایم نماز شام
  4. شمارهٔ ۱۴۰۴از طره تو جز ره سودا نیافتم
  5. شمارهٔ ۱۴۰۵عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
  6. شمارهٔ ۱۴۰۶هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  7. شمارهٔ ۱۴۰۷شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
  8. شمارهٔ ۱۴۰۸اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.