پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۳

می خواستم که روزه گشایم نماز شام

سر بر زد آفتاب جهانسوز من ز بام

با قامتی که سرو سهی گر ببیندش

یک پا ستاده تا به قیامت کند قیام

برداشت پرده از رخ و چون روز عرضه کرد

بر من نماز صبح به وقت نماز شام

کردم سلام و سر بنهادم به روی خاک

هر چند سجده سهو بود از پی سلام

ای عید روزگار، نهان کن رخ چو ماه

بر عاشقان خویش مکن روزه را حرام

من بی قرار مانده و تو بر قرار خویش

درویش روزه بسته و حلوا هنوز خام

روزه مدار چون لب تو پر ز شکر است

آزاد کن غلامی، ای خسروت غلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۵عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
  2. شمارهٔ ۱۴۰۶هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  3. شمارهٔ ۱۴۰۷شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
  4. شمارهٔ ۱۴۰۸اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
  5. شمارهٔ ۱۴۰۹هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۰تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.