پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱۲

هر شب به دل تصور نازش فرو برم

با خون دل فسانه رازش فرو برم

نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شوم

کاندر میان آن گه نازش فرو برم

چون تیر بر کمان نهد او، خواهم از هوس

پیکانهای دیده نوازش فرو برم

شبها ز ذوق خاک درش در دهان کنم

در آب دیدگان نیازش فرو برم

دیوانه شد دل من و زنجیر واجب است

خواهد از او که زلف درازش فرو برم

باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهد

تا من زبان عربده سازش فرو برم

خسرو، اگر چه عشق مجاز است زان او

تحقیق خویش من به مجازش فرو برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۷با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
  5. شمارهٔ ۱۴۱۸ای دیده، پای شو که بر یار می روم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۹دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
  7. شمارهٔ ۱۴۲۰گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
  8. شمارهٔ ۱۴۲۱رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.