پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱۸

ای دیده، پای شو که بر یار می روم

در جلوه گاه آن بت عیار می روم

راهش ز رفتن مژه پر خار کرده اند

من باز دیده کرده بر آن خار می روم

ای خارخار هجر ز دل دور شو که من

بهر نظاره گل رخسار می روم

گر سر زند رقیب کسی را، بر او چه باک؟

من سر زده خود از پی این کار می روم

ای باد، پیش از آن تو برو، پرده زان جمال

بر کن که من به دیدن دیدار می روم

گو زلف را کمند مکن کز میان تو

من خود به تار موی گرفتار می روم

من خسروم که زاغ سیه گشتم از فراق

بلبل کنون شوم که به گلزار می روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲۰گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
  2. شمارهٔ ۱۴۲۱رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
  3. شمارهٔ ۱۴۲۲اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
  4. شمارهٔ ۱۴۲۳کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
  5. شمارهٔ ۱۴۲۴برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
  6. شمارهٔ ۱۴۲۵خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
  7. شمارهٔ ۱۴۲۶گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
  8. شمارهٔ ۱۴۲۷اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.