پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲۲

اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم

وگرچه ماه بتابد، به ماه تاب نبینم

در آن زمان که نبینم ترا به چشم چو ابرم

چنان ببارد باران که آفتاب نبینم

به خانه سایه همی گیردم ز فکرت زلفت

که آفتاب در این خانه خراب نبینم

وصال خواهم و این در به روی من که گشاید

ز خنده شکرینت چو فتح باب نبینم؟

به وصل چند توان گفتنم «هنوز توقف »

کنم توقف، اگر عمر را شتاب نبینم

طمع بود ز دهان تو شربتیم، ولیکن

سؤال از که کنم، چون ره جواب نبینم؟

چو دل سخن نشنود و تو عاقبت بربودی

روان بکش که نگه داشتن صواب نبینم

جز آب می نرود از دو چشم خسرو و ترسم

که چند روز دگر خون رود که آب نبینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲۴برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
  2. شمارهٔ ۱۴۲۵خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
  3. شمارهٔ ۱۴۲۶گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
  4. شمارهٔ ۱۴۲۷اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارم
  5. شمارهٔ ۱۴۲۸کجایی، ای به فدای تو گشته جان و جهانم
  6. شمارهٔ ۱۴۲۹دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟
  7. شمارهٔ ۱۴۳۰بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویم
  8. شمارهٔ ۱۴۳۱نهفته خورد می آن شوخ و منکر است به رویم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.