پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲۹

دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟

علاج خود ز که سازم، دوای دل ز که جویم؟

بریخت اشک من آن را که پاره گشت دروغم

برفت آب من آن را که رخنه گشت سبویم

از این دو دیده پر آب من که ریخته بادا

چه آب ریختگی ها که آمده ست به رویم

رهی به کوی تو جویم که گویمت سخن خود

تو سوی خود ندهی ره، ندانم این به که گویم؟

تویی چو چشمه آب حیات و من به تو تشنه

نخورده شربتی، آخر چگونه دست بشویم؟

میار طره فراهم، فرو گذار که بر من

کند هر آنچه بیاید، چو می بیاید از اویم

تن چو موی مرا بگسل و بسوز در آتش

که پی گسست در آمد غمت به شخص چو مویم

تبسمی که تو آنجا نه دلبری، گل باغی

نوازشی که من اینجا، نه خسروم، سگ کویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳۱نهفته خورد می آن شوخ و منکر است به رویم
  2. شمارهٔ ۱۴۳۲غمم بکشت که از یار مانده‌ام، چه کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۴۳۳برونم از دل پر خون نمی شوی، چه کنم؟
  4. شمارهٔ ۱۴۳۴گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۴۳۵برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۴۳۶گر آشکار حدیث نهان خویش کنم
  7. شمارهٔ ۱۴۳۷نه بخت آن که به سوی تو جان خویش کنم
  8. شمارهٔ ۱۴۳۸نه یار وعده بوس و کنار می کندم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.