پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳۸

نه یار وعده بوس و کنار می کندم

نه دل ز دیدن رویش قرار می کندم

درون دل نه یکی صد هزار افسون است

هنوز آرزوی آن سوار می کندم

همی خلد به دل من چو ناوک دشمن

نصیحتی که کسی دوستدار می کندم

شبی ز بیم گزندش هزار ناوک آه

فرو همی خورم، ار چه فگار می کندم

دگر ز بخت خودم عزتی نمی باید

همین بس است که پیش تو خوار می کندم

توام به تیغ کشی و خیال کشت که او

شفیع می شود و شرمسار می کندم

شبم به خوردن خون رفت، ساقیا، می ده

که آن شراب شبانه خمار می کندم

پگه بیامد و همسایه گفت «خوابم نیست

که ناله های تو در سینه کار می کندم

شراب عشق تو می بایدم به سر هر چند

که بامداد اجل هوشیار می کندم

به ناز گفت شبی «خسروا، گلت نشکفت »

هنوز آن سخنش خار خار می کندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴۰ببین که باز به دست تو اوفتاد دلم
  2. شمارهٔ ۱۴۴۱شکست پشت من از بار غم، چه چاره کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۴۴۲گذشت باز بدین سوی ترک کج کلهم
  4. شمارهٔ ۱۴۴۳زبان نماند، ز لعلت سخن کجا یابم؟
  5. شمارهٔ ۱۴۴۴کجات جویم و گر جویمت، کجا یابم؟
  6. شمارهٔ ۱۴۴۵کدام سوی روم کز فراق امان یابم؟
  7. شمارهٔ ۱۴۴۶به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابم
  8. شمارهٔ ۱۴۴۷من آنچه دوش بدین جان مبتلا گفتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.