پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴۳

زبان نماند، ز لعلت سخن کجا یابم؟

سخن نماند، دمی زان دهن کجا یابم؟

ز زلف تو همه چون بوی عشق می آید

من آن نسیم ز مشک ختن کجا یابم؟

دلم ز شکل تو بدخو، به بوستان چه روم؟

کرشمه از گل و ناز از سمن کجا یابم؟

علاج زیستنم جز نظر نبد به رخت

من این دو از پی جان و ز تن کجا یابم؟

در این زمان که مرا دشنه فراق بکشت

ترا که جان منی، جان من کجا یابم؟

اگر ز من طلبی جان، به صد هوس بدهم

من این قدر ز دهانت سخن کجا یابم؟

ز دوریت غم خسرو چو کوه و محرم نه

شکاف چون کنم، این کوهکن کجا یابم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴۵کدام سوی روم کز فراق امان یابم؟
  2. شمارهٔ ۱۴۴۶به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابم
  3. شمارهٔ ۱۴۴۷من آنچه دوش بدین جان مبتلا گفتم
  4. شمارهٔ ۱۴۴۸نبودی آن که منت دلنواز می گفتم
  5. شمارهٔ ۱۴۴۹بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم
  6. شمارهٔ ۱۴۵۰توانم از همه خوبان نظر بگردانم
  7. شمارهٔ ۱۴۵۱خراب گشتم و با خویش بس نمی آیم
  8. شمارهٔ ۱۴۵۲منم که بی به تو صد گونه داغ می سوزم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.