پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴۶

به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابم

وز آن که نیز دلم برد اثر نمی یابم

از این دو دیده بی خواب شب شناس شدم

ولی قیاس شب هجر در نمی یابم

بهار آمد و گلها شکفت، لیک چه سود؟

که بوی تو ز نسیم سحر نمی یابم

کجا روم که به هر انجمن حکایت تست

به شهر هیچ بلا زین بتر نمی یابم

تو، ای عزیز، که با یوسفی، غنیمت دان

که من ز گم شده خود خبر نمی یابم

بکشتی ار چه چو من صد هزار پیش، هنوز

بیا که من چو تو یاری دگر نمی یابم

نوای خسرو مسکین خوش است بلبل وار

ولی دریغ که از باغ بر نمی یابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴۸نبودی آن که منت دلنواز می گفتم
  2. شمارهٔ ۱۴۴۹بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم
  3. شمارهٔ ۱۴۵۰توانم از همه خوبان نظر بگردانم
  4. شمارهٔ ۱۴۵۱خراب گشتم و با خویش بس نمی آیم
  5. شمارهٔ ۱۴۵۲منم که بی به تو صد گونه داغ می سوزم
  6. شمارهٔ ۱۴۵۳همه شب از تو به دیوار خانه غم گویم
  7. شمارهٔ ۱۴۵۴رخی که بر کف پای تو سیم تن مالم
  8. شمارهٔ ۱۴۵۵اگر چه از تو دل خسته و غمین دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.