پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲۰

گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم

نبود چنان کز آن بت دلخواه بشنوم

بیخوابیم بکشت، وه از من که هر شبی

بنشینم و فسانه آن ماه بشنوم

تیغم زن، ای رقیب، که قربان شوم ترا

آن دم که من روارو آن ماه بشنوم

آواز ارغنون ندهد ذوقم آن چنان

کاواز پای اسب تو ناگاه بشنوم

دل پاره های خون فگند همچو برگ گل

چون بوی تو ز باد سحرگاه بشنوم

خود را کنم سپند و نخواهم ترا گزند

از عاشقان چو بر در تو آه بشنوم

مدح و ثنا خسرو خوبان که گفته ای

خسرو بخوانش تا من گمراه بشنوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲۲اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
  2. شمارهٔ ۱۴۲۳کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
  3. شمارهٔ ۱۴۲۴برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
  4. شمارهٔ ۱۴۲۵خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
  5. شمارهٔ ۱۴۲۶گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
  6. شمارهٔ ۱۴۲۷اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارم
  7. شمارهٔ ۱۴۲۸کجایی، ای به فدای تو گشته جان و جهانم
  8. شمارهٔ ۱۴۲۹دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.