پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱۴

چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم

خواهم که این دو دیده غماز برکشم

بانگ بلند خیزد از آتش، چو شد بلند

نالیدنم همانست، چو آواز برکشم

صبری نباشد، ار چه که هر دم ز خون دل

در خانه نقش آن بت ظنار بر کشم

بر یاد قامتت چو بگریم، عجب مدار

کز گل هزار سرو سرافراز برکشم

او در دل است و صبر بکردم، هزار بار

گر خویش را فرو برم و باز برکشم

رسوا شدم، ز خلق گرم دسترس بود

یک یک زبان سفله و غماز برکشم

دست عزیز گر بگشاید به کشتنم

خود تیغ آن سوار سرانداز برکشم

یاران بسوختند ز من، خسرو، آه گرم

تا چند پیش همدم و همراز برکشم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۷با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
  3. شمارهٔ ۱۴۱۸ای دیده، پای شو که بر یار می روم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۹دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
  5. شمارهٔ ۱۴۲۰گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
  6. شمارهٔ ۱۴۲۱رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
  7. شمارهٔ ۱۴۲۲اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
  8. شمارهٔ ۱۴۲۳کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.