پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱۱

امشب من آن نیم که فغان را فرو برم

طوفان کنم ز دیده، جهان را فرو برم

شمعی به سینه و نتوانم برون دهم

جان سوخت، چند سوز نهان را فرو برم

بشناختم که لذت شمشیر و تیر چیست؟

هر دم ز بس که آه و فغان را فرو برم

خونابه می خورم ز دل آن دولت از کجا؟

کز لعل یار شربت جان را فرو برم

حسرت فرو برم، چو به سینه گره شود

آشام خون دل کنم، آن را فرو برم

نی سنگ ماند و نی دل سنگین در این خراب

تا طعنه های پیر و جوان را فرو برم

وه گر نمودی، ای اجل، آخر به پای زود

تا من ز خویش نام و نشان را فرو برم

روزی به روی ترشی از ابروی تو نرفت

تا کی ز دور آب دهان را فرو برم؟

من خسروم، شکر شکن، اما به ذکر دوست

خواهم ز ذوق کام و زبان را فرو برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۷با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
  6. شمارهٔ ۱۴۱۸ای دیده، پای شو که بر یار می روم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۹دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
  8. شمارهٔ ۱۴۲۰گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.