پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱۰

تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم

خونابه دل است شرابی که من خورم

از خوردن جگر جگر من کباب شد

نبود سزای خورد کبابی که من خورم

هرگز نخوردم آب خوش خویش در جگر

تیغ است بی تو قطره آبی که من خورم

از خون خورم به یاد لبت قطره ای که نیست

طوفان آفت این می نابی که من خورم

سنگ است خسرو، ار نه کجا طاقت آورد؟

از شعله های دل تف و تابی که من خورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۷با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
  7. شمارهٔ ۱۴۱۸ای دیده، پای شو که بر یار می روم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۹دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.