پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۹

هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم

یک شب مگر ز بام تو سنگی دگر خورم

جایی که تو کمان کشی، ای نخل فتنه بار

پیکان آب داده چو خرمای تر خورم

روزی که بینمت ز پی دیدن دگر

شب تا به روز حسرت روز دگر خورم

گر تو خوشی که برگ مرادی نباشدم

از شاخ عمر خویش مبادا که برخورم

مستم کند ز شوق بسان شراب تلخ

خونابه غمت که چو شیر و شکر خورم

سیری هنوز نیست لب خون گرفته را

چندی که من همی ز فراقت جگر خورم

کمتر کرشمه کن که کشنده ست این شراب

بیچاره خسرو، ار قدری بیشتر خورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۷با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
  8. شمارهٔ ۱۴۱۸ای دیده، پای شو که بر یار می روم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.