پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۸

اول به سینه بهر غمت جای کرده ام

وآنگاه دلبری چو تو خود رای کرده ام

شادی به روی تو چو غمم بهر روی تست

اینک درون جان خودت جای کرده ام

سنگم که می زنند مگو کاین نهفته دار

کاین جلوه خویش را به ته پای کرده ام

بیرون کشم دو دیده که در عهد حسن تو

گه گه نظر به ماه شب آرای کرده ام

مجنون روزگار توام کز غم تو خو

با آهوان بادیه پیمای کرده ام

وصف تو نیست در خور خسرو، من این صفت

وام از سخنوران شکرخای کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱۰تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۷با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.