پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۷

شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام

خوش عشرتی ست این که شب دوش کرده ام

خون شد حرام شرع، ولی من چو عاشقم

بر من حلال باد که خوش نوش کرده ام

گر سرو و لاله ای بر برم نیست، این بس است

کز خون دیده لاله در آغوش کرده ام

گفتی «به فرق بر سر کویم طواف کن »

زین لطف پای خویش فراموش کرده ام

این سر که نیست یک نفس از درد عشق دور

باری ز محنتی ست که بر دوش کرده ام

بکشید وه مرا که نخفته ست آن نگار

زان ناله ها که شب من بیهوش کرده ام

گویند «کز چه عاشق دیوانه ای گشته ای؟»

گفتار خسرو است که در گوش کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۹هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
  2. شمارهٔ ۱۴۱۰تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۶هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.