پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۶

هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم

وز گلشن مراد صفایی نیافتم

گر همچو نای در شغب آیم، عجب مدار

کز چنگ روزگار نوایی یافتم

ایام ناشتا صفت آمد از این قبل

بر خوانچه امید صلایی نیافتم

دردم ز حد گشت و صفایی نشد پدید

کارم به جان رسید و دوایی نیافتم

خونم بریخت عالم و خون دگر ز چشم

عمدا بریختم که بهایی نیافتم

سلطانیا، به صحبت دشمن گذار عمر

کز دوستان عهد وفایی نیافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۸اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
  2. شمارهٔ ۱۴۰۹هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
  3. شمارهٔ ۱۴۱۰تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  4. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۴چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۵نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.