پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۴

از طره تو جز ره سودا نیافتم

وز غمزه تو جز در غوغا نیافتم

در زلف تو شدم که بجویم نشان دل

خود را ز دست دادم و دل را نیافتم

تا دردی غم تو به کام دلم رسید

در دیده جز سرشک مصفا نیافتم

گویند «یافت هر کسی از دوستان وفا»

باری من ستمکش رسوا نیافتم

بوسی به حیله ها ز لبت یافتم شبی

بیش آنچنان مراد مهیا نیافتم

بر کام من هر آنچه ز جام لبت رسید

از جام خضر و کام مسیحا نیافتم

سلطانی از نسیم وصال تو بهره مند

من جز سموم هجر در اعضا نیافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۶هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  2. شمارهٔ ۱۴۰۷شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
  3. شمارهٔ ۱۴۰۸اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
  4. شمارهٔ ۱۴۰۹هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
  5. شمارهٔ ۱۴۱۰تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  6. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۲هر شب به دل تصور نازش فرو برم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۳فریاد از این جفا که من از یار می کشم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.