پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۲

بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم

خاکیم در رهت، قدمی خاک تر شویم

گر بخششی دگر نکنی، خون من بریز

باری بدین بهانه به نامت سمر شویم

عقلم ز نام و ننگ خبر می دهد هنوز

بنمای یک کرشمه که تا بی خبر شویم

شبها قرار نیست، دمی گر بود قرار

بادی وزد زلف تو زیر و زبر شویم

ما را نماند خواب، رها کن که بعد از این

بر پات رو نهیم و به خواب دگر شویم

ما را دگر مگوی که جای حواله نیست

دل کو که ناوک دگری را سپر شویم

مقصود خسرو است ز تو یک نظر که تا

هر روز نیم کشته آن یک نظر شویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۴از طره تو جز ره سودا نیافتم
  2. شمارهٔ ۱۴۰۵عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
  3. شمارهٔ ۱۴۰۶هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  4. شمارهٔ ۱۴۰۷شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
  5. شمارهٔ ۱۴۰۸اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
  6. شمارهٔ ۱۴۰۹هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
  7. شمارهٔ ۱۴۱۰تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
  8. شمارهٔ ۱۴۱۱امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.