پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰۰

تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم

رخت خرد به کوی قلندر کشیده ایم

ای ساقی، از قرابه فرو ریز می که ما

خونابه ها ز شیشه اخضر کشیده ایم

در حقه سفید و سیه بر بساط خاک

چون پر دغاست، باده احمر کشیده ایم

فقر است و صد هزار معانی درو چو موی

آن را گلیم کرده و در سر کشیده ایم

چون جیب حرص پر نشد از حاصل جهان

دامان همت از سر آن در کشیده ایم

بر سنگ زن عیار زر، ایرا گلی ست زرد

چون در ترازوی خردش بر کشیده ایم

خسرو نه کودکیم که جوییم سرخ و زرد

چون بالغان دل از زر و گوهر کشیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۲بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
  2. شمارهٔ ۱۴۰۳می خواستم که روزه گشایم نماز شام
  3. شمارهٔ ۱۴۰۴از طره تو جز ره سودا نیافتم
  4. شمارهٔ ۱۴۰۵عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
  5. شمارهٔ ۱۴۰۶هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  6. شمارهٔ ۱۴۰۷شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
  7. شمارهٔ ۱۴۰۸اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
  8. شمارهٔ ۱۴۰۹هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.