پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۸

ما عافیت نثار ره درد کرده ایم

جان را به می برید عدم فرد کرده ایم

زین بحر آبگون چو کسی آب خوش نخورد

دل را ز آب خورد جهان سرد کرده ایم

نیک است هر بدی که کند کس به جای من

گر نیک و بد ز هر چه توان کرد کرده ایم

تا چند از طپانچه توان سرخ داشتن؟

روی امل که پیش کسان زرد کرده ایم

این سینه حریف که گردد ز خاک سیر

کردیم پر غبار و چه در خورد کرده ایم

از بهر آن که تیره کنیم آب آسمان

دهر از غبار سینه پر از گرد کرده ایم

نظارگیست چشم در این چرخ مهره باز

این کعبتین در خور آن نرد کرده ایم

ای عشق، درد بخش که درمان مراد نیست

درمان جان خسرو از این درد کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰۰تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
  2. شمارهٔ ۱۴۰۱خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
  3. شمارهٔ ۱۴۰۲بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
  4. شمارهٔ ۱۴۰۳می خواستم که روزه گشایم نماز شام
  5. شمارهٔ ۱۴۰۴از طره تو جز ره سودا نیافتم
  6. شمارهٔ ۱۴۰۵عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
  7. شمارهٔ ۱۴۰۶هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
  8. شمارهٔ ۱۴۰۷شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.