پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۲

از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم

بیرون جهم که باشد خون با گوزن و گورم

دیوانه ام من، ای دل، زان شمع یادم آور

کاتش زنم جهان را، ناگه اگر بشورم

ذوق خرد نجویم کز غم کشان عشقم

فضل عرب ندانم کز روستای غورم

هر مرده از گناهی سوزند و من چه سوزم

از سوز عشق، باری باشد عذاب گورم

زان نور آفتابم بینا و کور هر دم

نیلوفرم ندانم یا بوم روز کورم

من چون زیم که دیدم با خط مورمالش

زو در دل جگر شد سوراخهای مورم

گویند «خسرو آن سو چندین مرو به زاری »

نی خود همی روم من، دل می برد به زورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۴کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
  2. شمارهٔ ۱۳۹۵رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
  3. شمارهٔ ۱۳۹۶هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
  4. شمارهٔ ۱۳۹۷هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
  5. شمارهٔ ۱۳۹۸ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
  6. شمارهٔ ۱۳۹۹رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴۰۰تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
  8. شمارهٔ ۱۴۰۱خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.