پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۶

هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم

هویی فتد ز ناله و وایی که ما کنیم

با ما دل آنچه کرد کنیمش اگر کباب

هستش هنوز سهل سزایی که ما کنیم

روز از کجا گواهی شبهای ما کند؟

چون صبح کافری ست، گوایی که ما کنیم

ای پندگو، مگو که «دعا کن ز بهر صبر»

تعویذ شاهد است دعایی که ما کنیم

با همچو تو حریف که جان می برد به لاغ

خود را زنیم تیر دعایی که ما کنیم

بربت بر، ای فرشته، که در خورد کعبه نیست

گاه نماز رسم و ریایی که ما کنیم

لاف وفا زنیم و بنالیم از جفات

سگ به بسی بود ز وفایی که ما کنیم

بر مشتری خرام که ارزی هزار مهر

جانی و دیده ایست بهایی که ما کنیم

خسرو ز عشق بی سرو پا باشد، چنین بود

احوال خویش را سر و پایی که ما کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۸ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
  2. شمارهٔ ۱۳۹۹رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴۰۰تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
  4. شمارهٔ ۱۴۰۱خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
  5. شمارهٔ ۱۴۰۲بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
  6. شمارهٔ ۱۴۰۳می خواستم که روزه گشایم نماز شام
  7. شمارهٔ ۱۴۰۴از طره تو جز ره سودا نیافتم
  8. شمارهٔ ۱۴۰۵عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.