پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۵

رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم

جان خراب نیز همان سو گذاشتیم

ماییم و راه دوری و تا باز کی رسد؟

جان و دلی که بر سر آن کو گذاشتیم

بگذاشتیم روی عزیزی که سالها

عمر عزیز خویش بر آن رو گذاشتیم

آن بخت کو که در خم بازو کشیم باز

آن گردنی که از غم بازو گذاشتیم

آن دل که او ز ما سر مویی جدا نبود

آویخته به حلقه آن مو گذاشتیم

دل بوی وصل داشت، کنون رنگ خون گرفت

این رنگ از آن ما شد و آن بو گذاشتیم

هر بار گفته ای که ز پهلوی من برو

رفتیم اینک از تو و پهلو گذاشتیم

خویی که دل به صحبت یاران گرفته بود

بگسست سلک صحبت و آن خو گذاشتیم

زین پس وفا ز عمر نجوییم، خسروا

چون روی دوستان وفا جو گذاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۷هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
  2. شمارهٔ ۱۳۹۸ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
  3. شمارهٔ ۱۳۹۹رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۴۰۰تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
  5. شمارهٔ ۱۴۰۱خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
  6. شمارهٔ ۱۴۰۲بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
  7. شمارهٔ ۱۴۰۳می خواستم که روزه گشایم نماز شام
  8. شمارهٔ ۱۴۰۴از طره تو جز ره سودا نیافتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.