پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۱

جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم

خاک درت به دیده چون توتیا بگیرم

پیش تو روی چون زر مالم به خاک، جانا

وندر دل چو سنگت زین روی جا بگیرم

خورشید اگر بخواند پیشت برات خوبی

در روزنامه او صد جا خطا بگیرم

باریکی میانت تا غایتی ست کز وی

تیغم به دست ناید، از هر کجا بگیرم

باریکی میانت تا غایتی ست کز وی

تیغم به دست ناید، از هر کجا بگیرم

حالم ترا که گوید، پیشت مرا که آرد؟

دست که را ببوسم، پای که را بگیرم؟

ای کاش پر برآید بر بازوی نیازم

تا بر پرم به سویت، راه هوا بگیرم

گه دست کین برآری، گه پا به خون فشاری

پیش آیدم به زاری، گر دست و پا بگیرم

شد بنده تو خسرو، گر باورش نداری

او را که تو بگویی بر خود گوا بگیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۳چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم
  2. شمارهٔ ۱۳۹۴کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
  3. شمارهٔ ۱۳۹۵رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
  4. شمارهٔ ۱۳۹۶هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
  5. شمارهٔ ۱۳۹۷هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
  6. شمارهٔ ۱۳۹۸ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
  7. شمارهٔ ۱۳۹۹رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۰۰تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.