پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۳

چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم

گه در فسون نشینم، گه در دعا گریزم

بوی کشندهٔ او خود همره صبا شد

خلق از سموم وادی، من از صبا گریزم

شمشیر بر کشیده عشق و مرا در آن کوی

پای خرد شکسته چون از بلا گریزم

هر جانور که باشد بگریزد از بلایی

من خود بلای خویشم، از خود کجا گریزم؟

خسرو، مگوی در کش پا از طواف کویش

کو نیست آن حریفی کز وی به پا گریزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۵رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
  2. شمارهٔ ۱۳۹۶هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
  3. شمارهٔ ۱۳۹۷هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
  4. شمارهٔ ۱۳۹۸ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
  5. شمارهٔ ۱۳۹۹رحمی که بر در تو غریب اوفتاده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴۰۰تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
  7. شمارهٔ ۱۴۰۱خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
  8. شمارهٔ ۱۴۰۲بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.