فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۳۲۱ بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
- شمارهٔ ۱۳۲۲ آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
- شمارهٔ ۱۳۲۳ ملکت عشق ملک شد از کرم الهیم
- شمارهٔ ۱۳۲۴ گر گلی ندهی ز باغ خود به خاری هم خوشیم
- شمارهٔ ۱۳۲۵ ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایم
- شمارهٔ ۱۳۲۶ ما گرفتار غم و از خویشتن واماندهایم
- شمارهٔ ۱۳۲۷ باده در ره، ساقیا، تا جای در جانش کنیم
- شمارهٔ ۱۳۲۸ ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم
- شمارهٔ ۱۳۲۹ گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم
- شمارهٔ ۱۳۳۰ هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم
- شمارهٔ ۱۳۳۱ بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم
- شمارهٔ ۱۳۳۲ بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
- شمارهٔ ۱۳۳۳ منزل عشقت که من پوشیده در جان میکنم
- شمارهٔ ۱۳۳۴ سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟
- شمارهٔ ۱۳۳۵ عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم
- شمارهٔ ۱۳۳۶ یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم
- شمارهٔ ۱۳۳۷ نی مجال آن که او را از دل خود برکشم
- شمارهٔ ۱۳۳۸ ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
- شمارهٔ ۱۳۳۹ خرم آن روزی که من با دوست کاری داشتم
- شمارهٔ ۱۳۴۰ یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم
- شمارهٔ ۱۳۴۱ دوش من روی چو ماه آشنایی دیده ام
- شمارهٔ ۱۳۴۲ من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام
- شمارهٔ ۱۳۴۳ این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم
- شمارهٔ ۱۳۴۴ باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم
- شمارهٔ ۱۳۴۵ نکنم ز عشق تو به که سر گناه دارم
- شمارهٔ ۱۳۴۶ شب من سیه شد از غم، مه من کجات جویم؟
- شمارهٔ ۱۳۴۷ ز تو نعمت است و راحت لب شکرین و رو هم
- شمارهٔ ۱۳۴۸ نفسی برون ندادم که حدیث دل نگفتم
- شمارهٔ ۱۳۴۹ وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم
- شمارهٔ ۱۳۵۰ عهدها را گه آن شد که ز سر تازه کنیم
- شمارهٔ ۱۳۵۱ ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
- شمارهٔ ۱۳۵۲ فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم
- شمارهٔ ۱۳۵۳ ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
- شمارهٔ ۱۳۵۴ پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
- شمارهٔ ۱۳۵۵ من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم
- شمارهٔ ۱۳۵۶ بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟
- شمارهٔ ۱۳۵۷ التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
- شمارهٔ ۱۳۵۸ هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم
- شمارهٔ ۱۳۵۹ سوی من بین که ز هجرت به گداز آمدهام
- شمارهٔ ۱۳۶۰ بی تو امید ندارم که زمانی بزیم
- شمارهٔ ۱۳۶۱ بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
- شمارهٔ ۱۳۶۲ من و گنج غم و در سینه همان سیم تنم
- شمارهٔ ۱۳۶۳ خرم آن روز که من آن رخ زیبا بینم
- شمارهٔ ۱۳۶۴ یارب، آن روز بیابم که جمالت بینم
- شمارهٔ ۱۳۶۵ حال خود باز بر آیین دگر می بینم
- شمارهٔ ۱۳۶۶ می گذشتی و به سویت نگران می دیدم
- شمارهٔ ۱۳۶۷ مدتی شد که نظر بر رخ یاری دارم
- شمارهٔ ۱۳۶۸ گر چه از عقل و دیده و جان برخیزم
- شمارهٔ ۱۳۶۹ کس بدین روز مبادا که من بد روزم
- شمارهٔ ۱۳۷۰ دل آواره به جایی ست که من می دانم
- شمارهٔ ۱۳۷۱ دل صد پاره که صد جا گرهش بر بستم
- شمارهٔ ۱۳۷۲ سبزه ها نو می دمد بیرون رویم
- شمارهٔ ۱۳۷۳ ای به چشم تو خمار و خواب هم
- شمارهٔ ۱۳۷۴ ای رخت چون ماه و از مه بیش هم
- شمارهٔ ۱۳۷۵ در فراقت زندگانی چون کنم؟
- شمارهٔ ۱۳۷۶ باز با درد جدایی چون کنم؟
- شمارهٔ ۱۳۷۷ بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
- شمارهٔ ۱۳۷۸ میزنی تو غمزه، من جان می کنم
- شمارهٔ ۱۳۷۹ راز دل پوشیده با جانان برم
- شمارهٔ ۱۳۸۰ دوش رخ بر آستانش سوده ام
متن اشعار به نقل از گنجور.