پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۹

راز دل پوشیده با جانان برم

درد را در خدمت درمان برم

نیک می دانم که خویش بازگشت

چون برو درد سر هجران برم

ای مسلمانان، نپندارم که من

از چنان کافر دلی ایمان برم

دلبرا، زینسان که دیدم شکل تو

من عجب باشد که از تو جان برم

دادیم تو جان که، جانا دل بده

بنده ام، از جان و دل فرمان برم

دل به موی آویخته پیشت کشم

دزد گردن بسته بر سلطان برم

زلف را از بند خسرو گو که چند

رنج این سودای بی پایان برم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۱هر شبی با گریه های خود خوشم
  2. شمارهٔ ۱۳۸۲توبه دیرینه را می بشکنم
  3. شمارهٔ ۱۳۸۳دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
  4. شمارهٔ ۱۳۸۴از دو زلف تو شکن وام کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۸۵خم آن طره دلبند کشم
  6. شمارهٔ ۱۳۸۶گر سخن زان قد رعنا گویم
  7. شمارهٔ ۱۳۸۷روی تو ماه سما می گوییم
  8. شمارهٔ ۱۳۸۸من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.