پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۷

روی تو ماه سما می گوییم

موی تو مشک ختا می گوییم

پیش آن قامت چون نیشکرت

سرو را ز هر گیا می گوییم

مرا ترا یک نظر از ما نرسد

گر چه انگشت نما می گوییم

دیده را خاک درت می دانیم

تا ندانی که ریا می گوییم

شکر آن است که اندر لب تست

سخن این است که ما می گوییم

قصه خود ز لبت می جوییم

غصه خویش ترا می گوییم

کعبتین است دو چشمت کو را

مهره بازی به دغا می گوییم

طاق محراب دو ابروت ز دور

ما ببینیم و دعا می گوییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۹ابر بهار باران، وین چشم خونفشان هم
  2. شمارهٔ ۱۳۹۰از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم
  3. شمارهٔ ۱۳۹۱جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم
  4. شمارهٔ ۱۳۹۲از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم
  5. شمارهٔ ۱۳۹۳چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم
  6. شمارهٔ ۱۳۹۴کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
  7. شمارهٔ ۱۳۹۵رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
  8. شمارهٔ ۱۳۹۶هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.