پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۳

ای به چشم تو خمار و خواب هم

در لب تو انگبین جلاب هم

زلف مشکینت که دل دزدد در او

هست مشکل تاب چون بیتاب هم

در خیال روی و مویت هر شبی

طالب شب می کنم مهتاب هم

دل گرفتار است چون خونخوار تست

زانکه خون گیرا بود جلاب هم

بس که خوار است آب چشمم پیش تو

غرق آبم بر درت بی آب هم

چند چون بی رحمتان خواهیم کشت

مهری آخر می کند قصاب هم

دین خسرو بین کز ابرو و رخت

شد دلش بتخانه و قصاب هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۵در فراقت زندگانی چون کنم؟
  2. شمارهٔ ۱۳۷۶باز با درد جدایی چون کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۳۷۷بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
  4. شمارهٔ ۱۳۷۸میزنی تو غمزه، من جان می کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۷۹راز دل پوشیده با جانان برم
  6. شمارهٔ ۱۳۸۰دوش رخ بر آستانش سوده ام
  7. شمارهٔ ۱۳۸۱هر شبی با گریه های خود خوشم
  8. شمارهٔ ۱۳۸۲توبه دیرینه را می بشکنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.