پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۴

ای رخت چون ماه و از مه بیش هم

خسته کردی سینه ما، ریش هم

غمزه تو بر صف خوبان زند

گر نرنجی بر دل درویش هم

تیره کردی عیش ما و روز دل

روزگار عقل دور اندیش هم

گر نوازش نیست کشتن، گفتمت

کاهلی کردی در آن فرویش هم

کشتم از دست جفایت خویش را

بر تو آسان کردم و بر خویش هم

می رود صبر من آواره ز من

پس نمی بیند ز بینم و پیش هم

ما و زنار مغانه کز بتان

وین نماز، استغفرالله، کیش هم

گر چه بر جانم قیامتها از اوست

تا قیامت عمر بادش بیش هم

هر زمان گویی که نوش من خوش است

گر ز خسرو پرسی، ای جان، نیش هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۶باز با درد جدایی چون کنم؟
  2. شمارهٔ ۱۳۷۷بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۳۷۸میزنی تو غمزه، من جان می کنم
  4. شمارهٔ ۱۳۷۹راز دل پوشیده با جانان برم
  5. شمارهٔ ۱۳۸۰دوش رخ بر آستانش سوده ام
  6. شمارهٔ ۱۳۸۱هر شبی با گریه های خود خوشم
  7. شمارهٔ ۱۳۸۲توبه دیرینه را می بشکنم
  8. شمارهٔ ۱۳۸۳دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.