پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی

فیض کاشانی

غزلیات

۹۶۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ بادهٔ عشق در کدوی من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ مرا سودای عشق آئین دین است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ چنین رخسار زیبائی که دیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ در سرم فتنه ای و سودائیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ هر جا معشوق تازه روئی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ هر چه تو میکنی همه خوبست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ جان روشندلان که مظهر تست
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ دگر آزار مادر دل گرفتست
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ جنونی در سرم ماوا گرفتست
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ دلم دیگر جنون از سرگرفته است
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ دلم با گلرخان تا خو گرفتست
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ نه فلک چرخ زنان سودائی تست
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ الهی بکامم شرابی فرست
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ مگو که چهره او را نقاب در پیشست
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ عشق در راه طلب راهبر مردانست
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ یار را روی دل بسوی منست
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ هر چه در عالم بود او راست مغز و پوست
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ نیست از ما غیر نامی اوست خود را دوست دوست
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ ای که سرمیکشی زخدمت دوست
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ زار و نزار و خسته‌ام و بی‌قرار دوست
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ نسرشته اند در گلم الا هوای دوست
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ سرکرده ایم پا بره جستجوی دوست
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ بادهٔ تلخ کهنم آرزوست
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ یک جرعه می زساغر جانانم آرزوست
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ گو برو عقل از سرم در سر هوای یار هست
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ بیا که از ازلم با تو آشنائی هست
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ بهر گلی اگرم ناله و نوائی هست
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ بیا بیا که مرا با تو ماجرائی هست
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ ما را با دوست آشنائیست
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ در پردهٔ حسن دلربا کیست
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ از دل مقصود عشق بازیست
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ بخیالت نمی توانم زیست
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ آنکه پنهانست از چشم کسان پیداست کیست
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ در پردهٔ عاشقی نهان کیست
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ آمرزش من از تو خدایا غریب نیست
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ اینجهانرا غیر حق پروردگاری هست نیست
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ غیردلدار وفا دار کسی دیگر نیست
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ چون توان بود در آنجای که آسایش نیست
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ عاشقانرا در بهشت آرام نیست
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ یک محرم راز در جهان نیست
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ کس نیست کز غم تو دلش پاره پاره نیست
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ ما را که نوای بی نوائیست
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ دل گرفتار ماه سیما ئیست
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ گذشت آن گل و حسرت بیادگار گذاشت
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ عشق آمد و اختیار نگذاشت
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت

متن اشعار به نقل از گنجور.