پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶

هر جا معشوق تازه روئی است

از میکده خدا سبوئی است

زان چشمه جانفزا روان است

هر جا از حسن آبروئی است

زلف همه دلبران عالم

از طرهٔ یار تار موئی است

هر جا مشگی و عنبری هست

از گیسوی آن نگار بوئی است

در هر که جمال با کمالیست

از بحر محیط دوست جوئی است

از ره نروی که اوست مقصود

هر جا در هر دل آرزوئی است

غافل نشوی که اوست مطلوب

هر جا طلبی و جستجوئی است

این طرفه که قبله جز یکی نیست

روی دل هر کسی بسوئی است

ای فیض به جز حدیث او نیست

هر جا سخنی و گفت و گوئی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸جان روشندلان که مظهر تست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹دگر آزار مادر دل گرفتست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰جنونی در سرم ماوا گرفتست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱دلم دیگر جنون از سرگرفته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲دلم با گلرخان تا خو گرفتست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳نه فلک چرخ زنان سودائی تست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.