پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱

دلم دیگر جنون از سرگرفته است

خیال شاهدی در بر گرفتست

زسوز آتش عشق نگاری

سراپای وجودم در گرفتست

زآه آتشینم در حذر باش

که دودش در همه کشور گرفتست

سوی میخانه ام راهی نمائید

که دل از مسجد و منبر گرفتست

اگر شیخم خبر پرسد بگوئید

که آن شیدا ره دیگر گرفتست

صلاح و زهد و تقوی و ورع سوخت

زسر تا پایم آتش درگرفتست

غلامت همت آنم که چون فیض

بیک پیمانه نرک سرگرفتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳نه فلک چرخ زنان سودائی تست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶الهی بکامم شرابی فرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸مگو که چهره او را نقاب در پیشست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.