پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶

الهی بکامم شرابی فرست

شرابی زجام خطابی فرست

مرا کشت رنج خمار الست

دگر باره از نو شرابی فرست

دلم تا صفا یابد از زنگ غم

بدردی کشانت که تابی فرست

شد افسرده جانم درین خاکدان

زمهرت بدل آب و تابی فرست

زسر جوش خمخانهٔ حب خویش

بجام شرابم حبابی فرست

بلب تشنهٔ چشمهٔ معرفت

بساقی کوثر که آبی فرست

بعصیان سرا پای آلوده ام

زجام طهورم شرابی فرست

بمعمار میکن حوالت مرا

امیری بملک خرابی فرست

بدل تخم امیدگشتم بسی

بدین کشتزارم سحابی فرست

زدریای غفران و ابر کرم

مرا رحمت بی حسابی فرست

برای براتم ز آتشکده

ز سوی یمینم کتابی فرست

ز قشر سخن فیض دلگیر شد

ز معنای بکرم لبابی فرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸مگو که چهره او را نقاب در پیشست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲عشق در راه طلب راهبر مردانست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳یار را روی دل بسوی منست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴هر چه در عالم بود او راست مغز و پوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.