پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸

مگو که چهره او را نقاب در پیشست

ترا زهستی و همی حجاب در پیشست

حجاب دیدن آن روی شرک و خودبینی است

زهستی تو رخش را نقاب در پیشست

وجود او بمثل همچو آب و تو ماهی

خبر زآب نداری و آب در پیشست

گهی به پرده دنیی دری گهی عقبی

بسی زظلمت و نورت حجاب در پیشست

نماید آنکه بود او نه اوست غره مشو

تو تا به آب رسی بس سراب در پیشست

نظر باو نتوان کرد چون زعکس رخش

بدور باش هزار آفتاب در پیشست

نگه باو نتواند رسید چون برهش

زتار زلف بسی پیچ و تاب در پیشست

کتاب حسن بتان صورت است و او معنی

بهوش باش گرت این کتاب در پیشست

چو هوش ماند چون جلوه کرد اینمعنی

اگر محیط شوی اضطراب در پیشست

بس است فیض زاین فن سخن که سامع را

ز شبهه صد سخن بیحساب در پیشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲عشق در راه طلب راهبر مردانست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳یار را روی دل بسوی منست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴هر چه در عالم بود او راست مغز و پوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶نیست از ما غیر نامی اوست خود را دوست دوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.