پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵

در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست

آنکه دل از عشق او زنده بود اوست اوست

نغز درین نه طبق نیست به جز عشق حق

هر چه به جز عشق او نیست به جز پوست پوست

قدسهی قامتان زان چمن آراست راست

روی پری پیکران زان گل رو روست روست

عشق مرا پیشه شد در رک و در ریشه شد

نیست منی در میان من نه منم اوست اوست

مهر رخ دوست را سینه من جاست جاست

بر سرخاک رهش دیده من جوست جوست

چون رخ مه طلعتان جان من افروختند

چون کمر دلبران این تن من موست موست

اوست همه عز و نازما همه دل و نیاز

خواری ما بهر ما عزت ما زوست زوست

او همه احسان وجود ما همه جرم و جحود

اوست چنان ما چنین کس چکند خوست خوست

بوی خدا میوزد از نفس اهل دل

نیست سخن شعرفیض عطر از آن بوست بوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸ای که سرمیکشی زخدمت دوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹زار و نزار و خسته‌ام و بی‌قرار دوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰نسرشته اند در گلم الا هوای دوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱سرکرده ایم پا بره جستجوی دوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳بادهٔ تلخ کهنم آرزوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۴یک جرعه می زساغر جانانم آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.