پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

نه فلک چرخ زنان سودائی تست

بیخود افتاده زمین یکتن شیدائی تست

جز تماشای جمال تو تماشائی نیست

هر که حیران جمالیست تماشائی تست

هر که افراخت بدعوائی نکوئی کردن

گر بود راست همان سایة زیبائی تست

سروقدان که زبالائی بالا بالند

آن زبالای برازندة بالائی تست

هر گلی را که بود رنگ درینگلشن و بوی

شمة از گل خود رستة زیبائی تست

از ازل تاباند بینش هر بینائی

همه یک بینش در پردة بینائی تست

هر چه را دردو جهان نور هویدائی هست

همه یک ذره خورشید هویدائی تست

سرّ پنهان شدن روح نهان بودن تو

رمز پیدا شدن قالب پیدائی تست

هر کجا رسم توانائی و دانائی هست

نور دانائی تو زور توانائی تست

بنده خود کیست که خود رأی بود در کاری

لاف خودرائی ما پرتو خود رائی تست

بسزای تو نکردیم دمی بندگیت

آنچه هست سزاوار تو آقائی تست

فیض خود را تو بکردار خوش آراسته کن

حسن گفتار نه در خورد خود آرائی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶الهی بکامم شرابی فرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸مگو که چهره او را نقاب در پیشست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲عشق در راه طلب راهبر مردانست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.