پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹

دگر آزار مادر دل گرفتست

دگر آسان ما مشکل گرفتست

مباد آندست گردد رنجه دلرا

غم جان نه غم قاتل گرفتست

دلم ناید که دست از جان بدارم

که در وی عشق او منزل گرفتست

کنم اظهار اگر شور محبت

خرد گوید ره باطل گرفتست

اگر پنهان کنم غم سینه گوید

که بر من کار را مشکل گرفتست

چه مشکل بوده کار عشقبازی

ره آسودگی عاقل گرفتست

پریشان گر بگوید فیض عجب نیست

ز وضع روزگار سر گرفتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱دلم دیگر جنون از سرگرفته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲دلم با گلرخان تا خو گرفتست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳نه فلک چرخ زنان سودائی تست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶الهی بکامم شرابی فرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸مگو که چهره او را نقاب در پیشست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.