پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶

گذشت آن گل و حسرت بیادگار گذاشت

برفت از نظر عندلیب و خار گذاشت

چو آسمان بسرم سایه فکند از لطف

بعزتم ززمین بر گرفت و خوار گذاشت

چشید ذوق وصالش چو دل نهان گردید

ببرد لذت مستی ز سرخمار گذاشت

ربود چون زمیان دل کناره کرد از من

وفا و مهر بیکباره بر کنار گذاشت

شکفت غنچه دل از گشاد چهره او

ولی برشته جان عقده بی شمار گذاشت

مثال زینت دنیاست حسن مهرویان

خوش آنکه زین دو گذشت و باختیار گذاشت

بفیض گفتم خوبان وفا نمیدارند

ببین چگونه ترا زارو دلفکار گذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸عشق آمد و اختیار نگذاشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱کار جان را تن ندادم روزگار از دست رفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲چو دل قرار در آن زلف بیقرار گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴بر سر راهش فتاده غرق اشکم دید و رفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵دوش از من رمیده می‌رفت
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.