پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵

دل گرفتار ماه سیما ئیست

جان هوادار سرو بالائیست

گه جنون گاه عقل و گه مستی

در دل تنگ ما تماشائیست

در غم عشق هر پری روئی

سرشوریده سر بصحرا ئیست

بر سرراه هر هلال ابروی

از هجوم نظاره غوغائیست

بر سرکوی هر بتی مه روی

هر طرف زآب چشم دریائیست

از لب لعل هر شکر دهنی

در دل هر کسی تمنائیست

نه همین فیض مست و شیدا شد

که بهر گوشه مست و شیدائیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸عشق آمد و اختیار نگذاشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱کار جان را تن ندادم روزگار از دست رفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲چو دل قرار در آن زلف بیقرار گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴بر سر راهش فتاده غرق اشکم دید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.