پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴

چنین رخسار زیبائی که دیده است

چنین قد دل آرائی که دیده است

چنین زلف دلاویز و کمندی

فتاده بر سراپائی که دیده است

کمانی را که تیرانداز باشد

نگاه چشم شهلائی که دیده است

چنین چشمی که خلقی بیخود و مست

فکنده هر یکی جائی که دیده است

بدشنامی برد چندین دل از کار

چنین لعل شکر خائی که دیده است

لبش مرجان دهان پر درّ و گوهر

بغایت تنگ دریائی که دیده است

قیامت میشود چون میخرامد

چنین رفتار و بالائی که دیده است

دو عالم میشود روشن ز رویش

چنین خورشید سیمائی که دیده است

بغیر از فیض در پروانه دل

چنین آشوب و غوغائی که دیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶هر جا معشوق تازه روئی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷هر چه تو میکنی همه خوبست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸جان روشندلان که مظهر تست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹دگر آزار مادر دل گرفتست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰جنونی در سرم ماوا گرفتست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱دلم دیگر جنون از سرگرفته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲دلم با گلرخان تا خو گرفتست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳نه فلک چرخ زنان سودائی تست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.